|
وبلاگ محمدرضا كاشفي | ||
|
بورژوا از واژۀ آلماني «Burg» به معناي شهر مستحكم، ديوار بلند، برج و قلعۀ پيرامون محلّ مسكوني آمده است. در نظام فئوداليته اروپا گاهي رعيّتهاي وابسته به زمين (سرف) بر اثر آزار و اذيّت اربابها فرار ميكردند و به شهركهاي قلعه مانند و حصاردار پناه ميبردند كه به اين قلعهها «Burg» و حصار و ساكنان آن را بورژوا ميخواندند، اين حصارها از محدودۀ حاكميّت قضائي فئودالها خارج بود. توسعۀ اين شهركها و قصبهها و تبديل آنها به شهرها و افزايش جمعيت آنها و تنوع و پيچيدگي در مشاغل و تقسيم كار پيچيده منجر شد، اصناف مختلف از استاد كار و دكاندار و... طبقات متمايزي را تشكيل دادند كه به مرور عنوان بورژوا بر ايشان عموميّت يافت. بورژواها به مرور زمان پيشرفتهاي خود را در ابعاد مختلف گسترش دادند به طوري كه از سطح كشور فراتر رفته و در مقياس جهاني اثر گذار شدند.
مهمترين خصائص بورژوا 1) خصيصۀ اقتصادي: كسب سود از راه انباشت ثروت در توليد، توزيع و مبادله كه استثمار و استعمار دو وجه اصلي باز خورد اين سيستم در فرايندهاي اقتصادي است. 2) خصيصۀ سياسي: توسّل به سياستهای پارلماني با دو اهرم سازمان اداري و ماشين نظامي، برای تسلّط سياسي. 3) خصيصۀ اجتماعي: توسّل به نظريههاي فردگرايانه و ترويج الگوهاي مُد براي مصرف انبوه.
تقسیمات بورژوا بورژواي را از لحاظ ابعاد به سه شاخه تقسيم ميكنند: 1) بورژواي بزرگ يا كاپيتاليستها اعمّ از صنعتي و بازرگاني داخلي و منطقهاي و بينالمللي. 2) بورژوازي متوسط كه طبقۀ متوسط صنعتي و تجاری است. 3) بورژوازي كوچك و خُرد كه به طبقات متوسط جامعه اطلاق ميشود و از درآمد و سرمايۀ محدودي برخوردارند. اینان به قشرهاي مختلفي مثل كاسب و كارمند و دهقانان صاحب زمين و غيره تقسيم ميشوند و همان خرده بورژواها هستند. امروزه واژۀ بورژوازي به منظور نشان دادن شيوۀ زندگي كساني به كار ميرود كه به لباس خاصّي ملبّس ميشوند و به زندگي پرزرق و برق خو گرفتهاند و البته هنوز بورژوازي ريشۀ اصلي خود را از دست نداده و بُعد اقتصادي را همراه خود دارد؛ به طوري كه هنوز جامعهشناسان آن واژه را به گروههاي اجتماعي – شغلي برتر كه در آمدهاي هنگفت دارند، بدون آنكه كار یدی كنند و يا آنان كه وضع مرفّه دارند، اطلاق ميكنند. اين گروهها بورژوازي جديد را تشكيل ميدهند. در درون اين بورژواها با كمي تساهل انواع مختلفي چون بورژوازي سطح بالا و متوسط و خرده بورژوا را نيز از هم متمايز ميكنند و معيارهاي اين تمايز عبارتند از ميزان ثروت فعلي، سطح تحصيلات، اشتغال حرفهاي در جامعه و تعلّقات سنّتي يا وضع اجتماعي كه از گذشته به ارث بردهاند.
برچسبها: مفاهيم پايه [ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 21:0 ] [ محمدرضا كاشفي ]
مسئله اعطاي زمين به کشاورزان يکي از اصولي بود که بعد از انقلاب کمونسيتي 1917 م در روسيه همواره از طريق احزاب کمونيست جهان مطرح ميشد و کوشش ميگرديد تا از اين طريق «کشاورزان و دهقانان رنج کشيده» کشورهاي جهان سوم به ايدئولوژي کمونيستي گرايش يابند. البته مسئله بهبود وضعيت کشاورزان ايران از زمان مشروطه همواره مورد توجه رجال و بزرگان کشور قرار داشت ولي مشکلات سياسي و بحرانهاي موجود باعث ميشد تا دولتها و مجلس از پرداختن به اين امر باز بمانند. پس از شهريور 1320 و تشکيل احزاب کمونيست در ايران از مسئله اعطاي زمين به کشاورزان همواره در جهت مبارزه با دولتها استفاده ميشد. به طوري که در سال 1325 ش فرقه دموکرات آذربايجان پس از اعلام استقلال، قوانين اصلاحات ارضي را تنظيم و تصويب نمود.1 مجموع اين مسائل و بروز جنگ سرد، بلوک غرب را واداشت تا به منظور جلوگيري از گسترش ايدئولوژي کمونيستي در کشورهاي مجاور و همسايه شوروي، طرحها و راهکارهايي را بينديشند. يکي از اين راهکارها تغيير نظام سنتي کشاورزي و اعطاي زمين به کشاورزان بود تا از طريق اعطاي وامهاي دولتي و واگذاري ماشينهاي مکانيزه کشاورزي بتواند وضعيت زندگي دهقانان و کشاورزان را بهبود ببخشد. بدين منظور طرح اجراي اصلاحات ارضي به عنوان عامل بازدارنده نفوذ کمونيسم درايران در دستور کار امريکاييان قرار گرفت. البته طراحان سياسيت خارجي امريکا ميخواستند براي اجراي برنامههاي آتي خود از قبيل سرمايه گذازي مؤسسات مالي و صنعتي کشاورزان امريکايي و فروش محصولات خود راهکارهايي نيز بيابند، تا از طريق ايجاد بازار کار ارزان قيمت، کشاورزان خرده پايي که جهت کسب و کار ناچار به مهاجرت به حاشيه شهرها ميشوند جذب کرده و توليدات خود را به حد اشباع برسانند و از طريق ايجاد جمعيت جديد شهرنشين بازار فروش محصولات خود را بالا برند.2
برچسبها: تاريخ تحولات سياسي اجتماعي ايران ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 20:49 ] [ محمدرضا كاشفي ]
زندگينامه فيدل كاسترو ركورددار فرار از 638 سوء قصد
مختلف است به طوريكه در 20 مكان مختلف جابه جا ميشد كمتر
كسي ميدانست كه وي كجا ميخوابد، علاقه زيادي به غواصي در آبهاي كارائيب داشت و
طي 47 سال در مستند قدرت بودن سخنرانيهايي كمتر از چهار پنج ساعت تا ده يازده
ساعت نداشت، شوخ طبع و پرطنز بود.دستهاي از او به عنوان مبارز و مرد انقلاب و
قدرت ياد ميكنند كه مرگش آنها را متاثر ميكند اما دستهاي ديگر مرگ او را پاياني
بر ديكتاتوري حاكم بر كوبا ميدانند. برچسبها: معرفي اشخاص ادامه مطلب [ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 22:26 ] [ محمدرضا كاشفي ]
هابرماس، فیلسوف وجامعه شناس سیاسی فیلسوف دمکراسی یا انقلاب؟
برچسبها: معرفي اشخاص ادامه مطلب [ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 22:8 ] [ محمدرضا كاشفي ]
هانا آرنت سياست و انقلاب هانا آرنت فيلسوف اگزيستانسياليست آلماني در 1906 در شهر هاندر آلمان به دنيا آمد. سه ساله بود كه همراه خانواده به كويزنبرگ مهاجرت كرد. ابتدا در دانشگاه برلين الهيات مسيحي خواند، سپس به ماربورگ رفت و نزد هايدگر فلسفه آموخت. سالي سپري نشده بود كه رابطه شاگرد و استاد به عشق كشيد، اما آرنت سال بعد ]1925[ از هايدگر بريد و به هايدلبرگ رفت. آنجا به راهنمايي كارل ياسپرس پايان نامه دكترايش را تحت عنوان مفهوم محبت در انديشه سنت آگوستين به پايان برد. با به قدرت رسيدن نازيسم، آرنت كه تباري يهودي داشت همراه تني چند از متفكرين ديگر از جمله والتر بنيامين به فرانسه گريخت، از آنجا به پرتغال و سپس به آمريكا مهاجرت كرد. در طي همين سالهاي رنج و گريز كتاب ريشه هاي توتاليتريانيسم را نگاشت كه در جست و جوي عناصري از مدرنيته بود كه در نظامهاي توتاليتر متبلور مي شد. در آمريكا تدريس كرد، نگاشت و در 4 دسامبر 1975 درگذشت. عمده آثار او عبارتند از ريشه هاي توتاليتريانيسم (1951)، وضع بشري (1958)، ميان گذشته و آينده (1961)، انقلاب (1963)، خشونت (1970)، بحرانهاي جمهوري (1972) و حيات ذهن (1978). برچسبها: معرفي اشخاص ادامه مطلب [ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 22:7 ] [ محمدرضا كاشفي ]
ترنيخ يا مترنيش يا وينبورگ كلمنس ونتسل لوتارفون مترنيخ سياستمدار اتريشي.او در كوبلنتس در كنار رود راين در 15 مه 1773 تولد يافت.او بزرگترين فرزند پرنس فرانتس گئورگ كارل فون مترنيخ بود.به او نام لوتار دادند تا به اروپا تذكر دهند كه يكي از نياكان او به همان نام در ترير در قرن 17 فرمانروايي كرده بود.گاهي وينبورگ بالشتاين را به نام خود مي افزود تا ياداور املاكي باشدكه طي هشت قرن به خانواده اش تعلق داشته و 190 كيلومتر وسعت ان زمينه اي را فراهم مي ساخت تا عنوان اشرافي فون به وي اعطا شود. او در دانشگاه استراسبورگ به تحصيل پرداخت و هنگامي كه وضع اين دانشگاه بر اثر سقوط باستيل متزلزل شد مترنيخ را به دانشگاه ماينتس انتقال دادند و او در انجا به تحصيل حقوق به عنوان علم دارايي و سوابق قضائي مشغول شد.كلمنس كه جواني بلند اندام و ورزشكار و ظريف بود شيفته الئونوره فون كاونيتس شد و دل به او داد. اين دختر ثروتمند نوه سياستمداري بود كه خانواده هاسبورگ اتريش را با خانواده بوربون فرانسه پيوند داده بود.مترنيخ در سال 1801 در سن 28 سالگي به عنوان سفير در دربار ساكس منصوب شد. سپس او 3 سال در پاريس به عنوان سفير كبير به سر مي برد.با رضايتي پنهاني محاصره شدن ارتش بزرگ را در اسپانيا مي ديد در صدد برامد كه مسلح شدن مجدد اتريش را به منظور كوشش ديگري در راه خلع ناپلئون از او پنهان كند اما در اين امر موفق نشد.در 25 مه 1809 از پاريس بيرون رفت و به فرانسيس دوم در جبهه پيوست كه شاهد شكست اتريش در واگرام بود.مترنيخ در ترتيب دادن ازدواج ماري لوئز اتريشي شركت جست و از اين نزديكي ميان فرانسه و اتريش كه روسيه را به خشم اورد محظوظ شد. در 28 سالگي به وزارت فرانسواي اول رسيد.او در سال 1813 م امپراطوري اتريش را به ورود به اتحاديه عمومي بر ضد ناپلئون وادار ساخت. برچسبها: معرفي اشخاص ادامه مطلب [ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 22:5 ] [ محمدرضا كاشفي ]
معرفي انديشمندان سياسي :
برتراند راسل
برتراند راسل انگلیسی ، ریاضی دان ، فیلسوف ، نویسنده ، استاد منطق ، فعال سیاسی ، منتقد اجتماعی و فعال صلح ،- در کنار سارتر ، کامو ، و برگسن ، چهارمین فیلسوفی است که جایزه نوبل ادبیات در سال 1950 را از آن خود نمود . او یکی از متفکران " فلسفه تجزیه و تحلیلی " در انگلیس و در جهان میباشد . بخش مهمی از آثار او مربوط به تاریخ فلسفه بورژوایی و ریاضیات است . برتراند راسل انگلیسی ،
ریاضی دان ، فیلسوف ، نویسنده ، استاد منطق ، فعال سیاسی ، منتقد اجتماعی و فعال
صلح ،- در کنار سارتر ، کامو ، و برگسن ، چهارمین فیلسوفی است که جایزه نوبل
ادبیات در سال 1950 را از آن خود نمود . او یکی از متفکران " فلسفه تجزیه و
تحلیلی " در انگلیس و در جهان میباشد . بخش مهمی از آثار او مربوط به تاریخ
فلسفه بورژوایی و ریاضیات است . او یک نویسنده ، دانشمند و سیاستمدار بود . راسل
فیلسوفی است بدون سیستم تئوریک، ولی با تمایلات فلسفی آته ایستی و سوسیالیستی مدل
غربی.
برچسبها: معرفي اشخاص ادامه مطلب [ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 22:3 ] [ محمدرضا كاشفي ]
معرفي :اسلاوی ژیژک مقدمه: برچسبها: معرفي اشخاص ادامه مطلب [ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 22:2 ] [ محمدرضا كاشفي ]
زندگينامه: ال چه گوارا (1928-1967) "ال چه هستم و زندهام بيش از مردهام ارزش دارد." اين كلماتي بودند كه چه گوارا در روز پيش از اعدامش عليه نظامياني كه وي را دستگير كرده بودند، به كار برد.آن چريك دربند در آن لحظات نميتوانست اين تصور را از ذهن بگذراند كه پس از مرگ بدل به يك افسانه خواهد شد. در مخيلهاش حتي نميگنجيد كه صنايع كشورهاي سرمايه دار از افسانه وي اسطوره خواهند ساخت. تنها يك سال پس از كشته شدن چه گوارا، دانشجويان آمريكايي و اروپايي تصوير وي را كه به پرچمها الصاق شده بود، به نشانه اعترض در فضاي دانشگاهي كشورهاي غربي به هوا بلند كردند. تصاوير وي از سوي ميليونها نقر به چاپ ميرسيد. اسطوره چه ديگر در سراسر جهان قابل فروش بود. ال چه گوارا كودكي بود ضعيف و رنجور كه از بيماري آسم رنج ميبرد. او به دليل ابتلا به اين بيماري به جاي مدرسه رفتن در خانه كنار مادرش ماند. در واقع معلم اصلي سالهاي اوليه اموزش ال چه مادرش بود. زماني نيز كه به دانشگاه راه يافت، هنوز به سياست بي علاقه بود. در واقع ارنستو ال چه گوارا در ابتدا و در لباس يك توريست معمولي بدون آنكه علاقه و درك خاصي از مسائل سياسي داشته باشد در سراسر آمريكاي لاتين به سير و سياحت پرداخت. گشت و گذار در ميان قبايل سرخپوست شمال آرژانتين نقطه آغاز سفري بود كه او را از نظر شخصيتي دگرگون ميساخت. اين دانشجوي رشته پزشكي پس از بازگشت از سفر خود به كشورهاي شيلي، پرو، كلمبيا، ونزوئلا و ميامي در ايالات متحده در يادداشتهايش نوشت: حس ميكنم بوي خاك و خون دشمنم مرگ، به مشامم ميرسد. در سال 1953 ال چه به مكزيك رفت و در آنجا با يكي از همراهان ماركسيستش هيلدا گادئا آشنا شد. هيلدا گادئا فردي است كه بعدها ال چه را به نيكو لوپس انقلابي مكزيكي معرفي كرد و اين يكي نيز وي را با فيدل كاسترو آشنا كرد. پس از كودتاي سيا (سازمان اطلاعات مركزي آمريكا) در مكزيك، ال چه به نهضت مقاومت مكزيك پيوست. در مزرعهاي واقع در خاليسكو ال چه براي اولين بار توسط سرهنگ آلبرتو بايو آموزشهاي چريكي ديد.ال چه در مزرعه خاليسكو استعدادهاي نهفته خود در زمينه آموزشهاي نظامي را به نمايش گذاشت. در سال 1956 و زماني كه ال چه به همراه فيدل كاسترو و با كشتي گرانما پا به كوبا گذاشت، ديگر يكي از رهبراني بود كه براي سرنگوني ديكتاتور كوبا باتيستا برگزيده شده بودند. از آن زمان به بعد در تاريخ از ال چه به عنوان مرد مورد اعتماد كاسترو ياد ميشود. نتيجه اين اعتماد سپردن فرماندهي نيروهاي انقلابي به ال چه در نبرد سانتا كلارا بود. در نبرد سانتا كلارا پيروزي قطعي براي انقلابيون كوبايي رقم خورد. پس از پروزي انقلاب كوبا ال چه مدتي را به عنوان يك سياستمدار و در مقام رييس زندان لاكابانيا در هاوانا پايتخت كوبا انجام وظيفه ميكرد. ال چه در كوبا و در لباس سياتمدار كوتاه مدتي دوام آورد و در سن 35 سالگي اين كشور، زن و فرزندان و مقام سياسي خويش را براي رسيدن به هدفي بزرگتر ترك كرد: انقلاب در سراسر قاره آمريكاي جنوبي. ال چه اما نتوانست به اهداف خود در رهبري يك انقلاب سراسري در آمريكاي لاتين برسد. در سال 1967 توسط كماندوهاي بوليويايي كه در آمريكا تعليم ديده بودند، دستگير و سپس توسط آنها اعدام شد. ال چه در حالي كه در برابر جوخه آتش قرار گرفته بود و ميدانست ديگر آخرين لحظه عمر فرا رسيده خطاب به سربازاني كه لوله تفنگهايشان را برابرش گرفته بودند، گفت: حواستان را خوب جمع كنيد و خوب نشانه گيري كنيد كه داريد يك مرد را ميكشيد. اين كلمات آخرين كلماتي بودند كه 9 اكتبر 1967 از دهان ال چه گوارا خارج شدند. منبع: ال موندو ُ به نقل از همشهری آنلاین برچسبها: معرفي اشخاص [ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 22:0 ] [ محمدرضا كاشفي ]
ارتشبد فردوست: ارتشبد حسين فردوست از چهرههاي برجسته عصر پهلوي است. او در 1296 متولد شد. از دوران كودكي به عنوان دانشآموز دبستان نظام وارد كلاس مخصوصي شد كه رضاشاه براي وليعهد خود محمدرضا پهلوي ترتيب داده بود. لذا فردوست، دوست صميمي و نزديكترين محرم اسرار وي گرديد. با عزيمت محمدرضا به سوئيس، فردوست جزء دوستان صميمي و مشاوران شاه گرديد، بدان حد كه شاه دركتاب «مأموريت براي وطنم» تنها كسي را كه به عنوان دوست خود معرفي كرد، فردوست بود: «در آن موقع دوست صميمي من پسري بود به نام حسين فردوست كه پدرش ستوان ارتش بود. حسين در دوران تحصيل در سوئيس هم با من همدرس بود و بعد هم با درجة سرهنگي سمت استادي دانشكده افسري را عهدهداري ميكرد و فعلاً در گارد شاهنشاهي مشغول به انجام وظيفه است».1 در دوران سلطنت محمدرضا پهلوي، فردوست نه فقط صميميترين دوست او بود؛ تا بدان حد كه تنها فردي بود كه با «شاه» و «ملكه» بر سر يك ميز غذا ميخورد، بلكه محرم اسرار محمدرضا و رابط او در مخفيانهترين ارتباطها بود.
برچسبها: تاريخ تحولات سياسي اجتماعي ايران ادامه مطلب [ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 21:57 ] [ محمدرضا كاشفي ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||